مناجات شب قدری با خداوند کریم
کو شب قدر که قرآن به سر از تنگدلی هـی بـگـوئـیــم بِـعـلـیٍّ بِـعــلـیٍّ بِـعــلـی مطلعُ الفجر شب قدر، سلام تو خوش است اُدخـــلـــوهـــا بــســـلامٍ ابـــدیٍ ازلـــی ای خوشا امشب و بیداری و الغوث الغوث خوشترش خواب تو را دیدن و بیداردِلی کسی آن سوی حسینیّه نشستهست هنوز همه رفـتـند، شب قدر تمام است؛ ولی، باز قرآن به سرش دارد و هی میگوید به حـسـین بن عـلیٍ به حـسـین بن علی |